محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6515

تاريخ الطبرى ( فارسي )

وارد شهر شد و كشتيها و زورقهاى زنگيان را كه آنجا بود و بدان مىرسيد غرق مىكرد . كسانى را كه بر دو سوى نهر بودند دنبال كردند و كشتند و اسير كردند ، چندان كه زنگيان از شهر و جاهاى پيوسته به آن برفتند كه نزديك يك فرسنگ بود ، و ابو احمد همه را به تصرف آورد . سليمان بن جامع با گروهى از ياران خويش گريخت ، كشتار و اسارت بر ياران وى افتاد . ابو احمد نزديك ده هزار از زنان و كودكان مردم واسط و دهكده هاى پيوسته به آن و اطراف كوفه را نجات داد و دستور داد محفوظشان دارند و بر آنها خرج كنند ، آنها را به واسط بردند و به كسانشان تسليم كردند . ابو احمد و يارانش هر چه ذخيره و مال و خوردنى و چهار پا كه در آن شهر بود و سخت گرانمقدار بود به تصرف آوردند . دستور داد غلات و چيزهاى ديگر را كه گرفته بود بفروشند و به بيت المال وى برند و در كار مقررى وابستگان و سپاهيانى كه در اردوگاه وى بودند مصرف كنند كه از آن جمله هر چه را مىتوانستند برد ، ببردند . از زنان و فرزندان سليمان تعدادى اسير گرفته شد . آن روز وصيف علمدار و كسانى كه شامگاه جمعه با وى اسير شده بودند نجات يافتند و از زندان درآمدند كه زنگيان فرصت كشتن آنها را نيافته بودند . ( 574 گروه بسيارى از فراريان به - بيشه زارهاى اطراف شهر پناه بردند . ابو احمد بگفت تا بر اين نهر منذر نام ، پلى زدند و مردم به سمت غرب آن رفتند . ابو احمد هفده روز در طهيثا بماند و دستور داد تا ديوار شهر را ويران كنند و خندقهاى آن را بركنند ، كه چنان كردند . دستور داد كسانى را كه به بيشه زارها پناه برده بودند تعقيب كنند و براى هر كه يكيشان را بيارد مزدى معين كرد ، كسان به طلب آنها شتافتند و چون يكى از آنها را به نزد وى مىآورد از او در - مىگذشت و خلعتش مىداد و وى را به سرداران غلامان خويش مىپيوست كه مىخواست استمالتشان كند و از اطاعت يارشان منصرفشان كند . آنگاه ابو احمد ، نصير را با كشتى و زورقها به جستجوى سليمان بن جامع فرستاد و كسانى از زنگيان و ديگران كه با وى گريخته بودند ، و دستور داد در تعقيب